این روز ها (1) - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 18:37
14:13 , یکشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۶ , محمد بیا بعد از این همه تاخیر و دلخوری، برای بودن هایمان، برای تولدهای بی شمارت برای هر دوی ما کمی مثل قدیم باشیم تا احساسمان جدید شود، مثل لبخند ها و قهقه هایت از روی ذوق در سرزمین عجایب که در اولین روز ها رفتیم و تو شدی سرزمین عجایب من، که کشف نمی شوی که کشف نم
این روز ها 2 - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 18:37
مثل تولدت است تمامی بودن های هر انسانی و من یگانه احساس سر زندگیم را مدیون تو هستم، تویی که برای هر آنچه بوده و هست دوستت دارم. بیا برای سرزمین عشقمان شقایق بکاریم، گرچه عمرشان کم است اما ... خوب من عشق مثل دشت لار می ماند، هر روزش را باید انقدر خوب رشد دهیم که هر هفته اش شقایق داشته باشد، هر هفته ح
نکند - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 18:37
گفتم ای دل، نروی؟خار شوی، زار شویبر سرِ آن دار شویبی بَر و بی بار شوی؟ نکند دام نهد؟خام شوی، رام شوی؟نپَری جلد شویبی پر و بی بال شوی؟نکند جام دهد؟کام دهد، از لب خود وام دهد؟در برت ساز زند، رقص کندکافر و بی عار شوی؟ نکند مست شویفارغ از این هست شوی؟بعد آن کور شوی، کر شویشاعر و بیمار شوی؟ نکُنَد دل نکَ...
ابتدا و انتها - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 18:37
u200fدر ابتدا تکان ِ دست هایت بود u200fدر هوا u200fو بعد u200f پیراهنت در باد u200f و بعدتر دلم بود u200f که مثل بچه گربه ای u200fدر مواجهه با یک سگ می لرزید.